تبليغاتX
::آدولف هیتلر : هر کس که آماده باشد مرام ملی را مرام خود سازد ، تا آن حد که آرمان عالیتری جز سعادت ملت خویش نشناسد . هر کس که فهمیده باشد معنای سرود بزرگ ملی ما(( آلمان برتر از همه )) آنست که در این جهان پهناور در دیده او هیچ چیز مافوق آلمان و مردم سرزمین آن نیست ، چنین کسی سوسیالیست است :: NAtionalsoZIalistische

NAtionalsoZIalistische

آدولف هیتلر:کسانی که میخواهندبجنگند بگذار بجنگندو کسانی که نمیخواهندبجنگندشایسته زندگی کردن نیستند.

دخالت صهیونیزم در جنگ جهانی اول و دوم

در خلال جنگ اول جهانی آز انجا که نتیجه جنگ معلوم بود و ضعف امپراتوری عثمانی و عدم انسجام و وحدت درونی آن شناخته شده بود و دول برگ اروپا مانند فرانسه و انگلستان چشم طمع به سرزمین های بزرگ و منابع سرشار امپراتوری دوخته بودند، بنابراین خیلی زود یهودیان به عوامل مزدور و ستون پنجم دول اروپایی تبدیل شده اند، با اینکه در طول تاریخ قرون گذشته بیشترین رنج و مصائب را از جانب مسیحیان اروپایی دیده بودند، معذلک خیلی زود شروع به همکاری با چپاولگران غربی نمودند و در ضربه زدن به دنیای اسلام با کشورهای مهاجم همراه شدند.
بعد از پایان جنگ جهانی اول به سال1919 که امپراتوری عثمانی قدرت استقامت و سیادت خود را از دست داد و دولت های فاتح با وارثان امپراتوری عثمانی یعنی خاندان شریف حسین وارد گفتگو شدند تا به اصطلاح به وعده خود وفا کنند و یک دولت واحده عربی و حکومت متحده عربی تشکیل دهند و به سوی صلحی پایدار به گمان خود حرکت کنند، در این هنگام و در زمان ضعف و بی صاحبی کشورهای اسلامی و قدرت و سلطه و غلبه کشورهای اروپایی و غالب، صهیونیست های تازه از راه رسیده در کنار دولت های غالب قرار گرفتند و ایادی نفوذی آنان و ثروت های فراوان آنان متوجه سران دول پیروز شدند تا بتوانند نظاره گر سهیم در چپاول و غارت سرزمین های جدی آسیا و آفریقا و امپراتوری عثمانی باشند و در ضمن مساله تشکیل یک وطن قومی را برای جمعیت آواره و پراکنده مطرح کنند.
در این هنگام که سرزمین های عربی که در متلاشی کردن امپراتوری عثمانی بهترین خدمت ها را در اختیار فرانسه ، انگلستان و آمریکا و ایتالیا قرار داده بودند تا انگلستان با شریف حسین وارد گفتگو شود و با تشکیل یک دولت واحده عربی موافقت کند، ناگهان در کنفرانس پاریس که قرار بود آخرین نتایج جنگ اعلام شود ،در این اجلاس پاریس که بدون حضور سران کشورهای عربی، و در حضور عوامل صهیونیستی برگزار شد، گامی در راه تشکیل حکومت عربی واحده برداشته نشد و نامی از شریف حسین آورده نشد ، لیکن در عوض سخن از حمایت از ملت های مغلوب و تحت ستم به میان آمد، که در واقع به معنا و مفهوم تشکیل کشورهای کوچک و در نهایت به معنی و مفهوم تشکیل یک وطن یهودی در سرزمین فلسطین می بود.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط اروین رومل در یکشنبه یکم شهریور 1388 ساعت 22:43 موضوع صهیونیسم | لينک ثابت


نبردهای نظامی آفریقای شمالی

نبردهای نظامی آفریقای شمالی در جنگ جهانی دوم از 13 سپتامبر 1940 تا 13 ماه مه 1943 به راه افتاد. این نبردها از نظر استراتژیكی برای متفقین غربی و نیروهای متحدین حائز اهمیت بودند. هدف نیروهای متحدین جلوگیری از دسترسی متفقین به منابع نفتی خاورمیانه بود تا به این ترتیب بتوانند میزان دسترسی خود را به نفت تأمین وافزایش دهند و همچنین دست بریتانیا را از منابع مادی و انسانی امپراطوری اش در آسیا و آفریقا كوتاه كنند.

علاوه بر این، بعد از شكست مصیبت بار در اروپای غربی در بهار 1940، نبرد آفریقای شمالی این فرصت را برای متفقین بوجود آورد تا جبهه ای جدید در مقابل متحدین بگشایند و همچنین پس از تهاجم آلمان ها به اتحاد جماهیر شوری در ژوئن 1941، فشار آلمان ها بر جبهه شرق را کاهش دهند.

نبرد آفریقای شمالی سه مرحله داشت: نبرد صحرای غرب (غرب مصر و شرق لیبی)، عملیات مشعل (الجزایر و مراكش) و نبرد تونس.

طی كل نبرد آفریقای شمالی، آلمانی ها و ایتالیایی ها متحمل 620 هزار تلفات شدند، در حالی كه كشورهای مشترك المنافع بریتانیایی 220 هزار نفر از افراد خود را از دست دادند. تعداد تلفات آمریكایی ها فقط در تونس بیش از 18500 نفر بود. پیروزی متفقین در آفریقای شمالی موجب نابودی 900 هزار نفر از سربازان آلمان و ایتالیا شد، جبهه دیگری را علیه متحدین گشود و امكان حمله به سیسیل و خاک اصلی ایتالیا در تابستان 1943 را به وجود آورد و تهدید متحدین علیه میدان های نفتی خاورمیانه و خطوط تدارکاتی انگلیس به آسیا و آفریقا را بر طرف کرد. این عملیات طی جنگ جهانی دوم از اهمیتی خاص برخوردار بود.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط اروین رومل در شنبه هفدهم مرداد 1388 ساعت 12:19 موضوع جنگ جهانی دوم | لينک ثابت


ناریخ شوروی 2

اتحاد شوروی در صحنه بین المللی

 جنگ جهانی دوم 

سربازان ارتش سرخ شوروی در حال برافراشتن پرچم خود بر فراز بام ساختمان مجلس امپراتوری (Reichstag) برلین آلمان.نشان دهنده پیروزی اتحاد شوروی است، که یک سرباز روسی در حال برافراشتن پرچم کشورش بر فراز ساختمان مجلس امپراتوری (Reichstag) برلین، پایتخت نازی‌ها است.
سربازان ارتش سرخ شوروی در حال برافراشتن پرچم خود بر فراز بام ساختمان مجلس امپراتوری (Reichstag) برلین آلمان.نشان دهنده پیروزی اتحاد شوروی است، که یک سرباز روسی در حال برافراشتن پرچم کشورش بر فراز ساختمان مجلس امپراتوری (Reichstag) برلین، پایتخت نازی‌ها است.

اتحاد جماهیر شوروی (USSR) تا سال ۱۹۳۹، مخالف جدی آلمان نازی بود، و از جمهوری‌های اسپانیا که علیه نیروهای فاشیست آلمانی و ایتالیایی در جنگ داخلی اسپانیا می‌جنگیدند، حمایت می‌نمود. اما درسال ۱۹۳۸، آلمان و قدرتهای اصلی اروپایی معاهده مونیخ را امضاء نمودند که طی آن، آلمان و لهستان اراضی چکسلواکی را اشغال نمودند و طرح‌های آلمان برای توسعه طلبی بیشتر در شرق و نیز فقدان مخالف نسبت به آن از سوی قدرتهای غربی بیش از پیش آشکار گردید. این توافقنامه موجب ترس بیشتر اتحاد شوروی از حمله قریب الوقوع از سوی آلمان شد، و سبب گردید تا اتحاد شوروی با مانورهای دیپلماتیک به آن پاسخ دهد. درسال ۱۹۳۹ اتحاد شوروی معاهده مولوتف-ریبنتروپ را با آلمان نازی امضاء نمود، که مناطق تحت نفوذ را میان خود در اروپای شرقی تقسیم می‌نمودند.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط اروین رومل در جمعه دوم مرداد 1388 ساعت 10:57 موضوع کمونیسم | لينک ثابت


وصیت نامه داریوش کبیر

اينك كه من از دنيا مي روم، بيست و پنج كشور جز امپراتوري ايران است و در تمامي اين كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان درآن كشورها داراي احترام هستند و مردم آن كشورها نيز در ايران داراي احترامند، جانشين من خشايارشا بايد مثل من در حفظ اين كشورها كوشا باشد و راه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آن ها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .

اكنون كه من از اين دنيا مي روم تو دوازده كرور دريك زر در خزانه داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو مي باشد، زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست. البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين حزانه بيفزايي نه اين كه از آن بكاهي، من نمي گويم كه در مواقع ضروري از آن برداشت نكن، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند، اما در اولين فرصت آن چه برداشتي به خزانه بر گردان .


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط اروین رومل در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 ساعت 18:27 موضوع ایران | لينک ثابت


هولوکاست؛ مرغ تخم طلاي صهيونيست ها

طرح جدي «مظلوميت يهود» از مهمترين سياستگذاري هاي فرهنگي و هنري امروز در تمدن جهودزده غرب است.
همان گونه که مسلمانان در طول تاريخ ، شهيدان مظلوم خود را دارند و از حماسه آفريني هاي عظيم ايشان نيرو مي گيرند ، يهوديان نيز براي خود «هولوکاست» - يعني ماجراي کذب قتل عام 6ميليون يهودي در اتاقهاي گاز و سوزاندنشان در کوره هاي آدم سوزي - را ساخته اند! کارکرد هولوکاست به جهات سياسي و فرهنگي شبيه سازي شده اي اين چنين است ، با اين تفاوت اساسي که هولوکاست آن گونه که يهوديان صهيونيستي چون اسپيلبرگ در فيلم «فهرست شيندلر» روايت مي کند ، يکسره دروغين و تحريف شده است.
صهيونيسم جهاني براي تثبيت هولوکاست ، اهميت سياسي فوق العاده اي قائل است و دقيقا از همين رو تنها نويسندگاني برنده نوبل مي شوند که اراداتي خالصانه و صادقانه نسبت به صهيونيسم و ماجراي دروغين قتل عام 6ميليون يهودي ابراز داشته باشند. جايزه ادبي نوبل 2002ميلادي ، به يک يهودي مجارستاني به نام «ايمر کرتس» داده شد. در خبرها آمده بود ، کرتس در آثارش به ارائه بازتابي از واقعيت يهودکشي نازيسم پرداخته است.
همچنين نکته ديگري که توجه نگارنده را به خود جلب کرد، حضور «الي ويزل» عنصر فعال فرهنگي و سياسي صهيونيسم ، در مراسم اهداي جايزه ادبي نوبل 2002 بود. کرتس جايزه خود را از دست ويزل دريافت کرد. مي دانيم که در دوران معاصر جوايز مشهور جهاني نظير نوبل (در بخشهاي گوناگونش) ، عمدتا با اهداف سياسي نثار برگزيدگاني شده است که در جهت سياستگذاري هاي کلان استکبار به نقش آفريني پرداخته اند. به عنوان مثال درک والکوت ، برنده نوبل ادبيات 1992 ميلادي کشتار يهوديان را در جريان جنگ جهاني دوم ، مهمترين حادثه قرن بيستم مي داند و مي گويد: «به نظر مي رسد که از اين واقعه درس لازم را نگرفته ايم ، چون برخي مواقع مي کوشيم آن را انکار کنيم». در اينجا مي خواهيم اندکي به زمينه هاي سياسي مطرح شدن کرتس بپردازيم.
گفتني است که اين نويسنده مجارستاني در کشور خويش هم چندان مطرح نيست و براي خوانندگان انگليسي زبان نيز نام شناخته شده اي نيست.
پس چرا ناگهان و يکشبه چنين فردي مطرح و آثارش ترويج مي شود؟ براي آشنايي بيشتر با ماجراي انتخاب چهره اي چون کرتس بايد دو مجارستاني ديگر را نيز بشناسيم : يکي «لوئيس مارشالکو» و ديگري «ويزل». اولي نويسنده اي است که مخالفت با «هولوکاست» و افشاي دسيسه هاي يهوديان سلطه جو او را در لابه لاي پرده هاي گمنامي پوشانده و ديگري روزنامه نگار و داستان نويسي است که توان خود را صرف تبليغ و ترويج دروغ هولوکاست کرده و از اين راه به شهرت ، ثروت و اقتدار فراواني دست يافته است.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط اروین رومل در پنجشنبه هجدهم تیر 1388 ساعت 14:40 موضوع صهیونیسم | لينک ثابت


دکتر چه گوارا

در قلمرو انديشه

روزي که «چه گوارا» را کشتند - نگاهي کوتاه به انديشه ها و کارهاي انقلابي او

دکتر چه گوارا

دکتر چه گوارا

ارنستو «چه» گوارا، پزشك و انقلابي سوسياليست آرژانتيني كه در انقلاب كوبا مرد شماره 2 به شمار مي آمد و پس از پيروزي اين انقلاب، وزير صنايع كوبا شده بود هشتم اكتبر سال 1967 در زد و خورد با ژاندارمهاي كشور بوليوي دستگير و همان روز و يا روز بعد در اسارت كشته شد و دهم اكتبر عكس جسد او را به روزنامه ها دادند تا مرگ وي را ثابت كنند). قتل فوري او براي اين بود كه اگر زنده بودنش ثابت مي شد، به علت كثرت هوادارانش در سراسر جهان، و مداخله دولتهاي كمونيست از جمله شوروي، ديگر كشتن او امكانپذير نبود.بعدا برخي از افسران ارشد بوليوي اعتراف كردند كه به خواست «سيا» چه گوارا به قتل رسيد. وي به همراه شش تن از يارانش كشته شد. اين گروه به بوليوي رفته بودند تا راه و رسم انقلاب را به كشاورزان و بوميان(سرخپوستان) محروم اين كشور بياموزند. «چه» هنگام قتل 39 ساله بود.
     «چه» دو سال پيش از آن، كوبا را ترك كرده بود تا مردم ساير كشورها را با انقلاب مسلحانه آشنا سازد، زيرا عقيده داشت كه در جهان نيروهايي هستند كه با همه امكانات خود مانع انجام هر گونه تحول از راههاي مسالمت آميز مي شوند.
     بقاياي جسد «چه» كه به نوشته برخي از مورخان «قتل فوري» او با اشاره امريكا صورت گرفته است، چند سال پيش به كوبا حمل و مدفون شد.
جسد چه گوارا

جسد دكتر چه گوارا پس از قتل در بهداري نظامي بوليوي


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط اروین رومل در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 ساعت 13:52 موضوع | لينک ثابت


تاریخ شوروی1

تاریخ شوروی

تاریخ روسیه در سالهای بین ۱۹۲۲ تا ۱۹۹۱ عمدتاً تاریخ جمهوری‌های سوسیالیستی اتحاد شوروی است. این اتحاد مبتنی بر ایدئولوژی، در دسامبر ۱۹۲۲ از سوی رهبران حزب کمونیست اتحاد شوروی تأسیس شد که تا حدودی مجاور با امپراتوری روسیه بود. در آن زمان، این کشور جدید شامل چهار جمهوری منتخب بود که عبارت بودند از: روسیه (SFSR)، اوکراین (SSR)، بلاروس (SSR) و ماوراء قفقاز (SFSR).

قانون اساسی در ۱۹۲۴ تدوین شد، و یک نظام حکومتی فدرال بر مبنای یک سلسله از شوراها که در روستاها، کارخانه‌ها و شهر‌ها در نواحی بزرگ‌ترتشکیل می‌شد، برقرار گردید. و این هرم از شوراها در هریک از جمهوری‌های منتخب در کنگره عمومی اتحاد شوروری به راس خود می‌رسید. اما درنهایت آشکار شد که این کنگره تحت نظارت قدرت حاکم قرار دارد، و این مرجع در واقع از سوی حزب کمونیست اتحاد شوروی اداره می‌شد که در عوض ازطریق پولیتبورو در مسکو، پایتخت اتحاد شوروی، کنترل می‌گردید که پیش از پتر کبیر تحت نظارت تزارها بود.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط اروین رومل در جمعه چهارم اردیبهشت 1388 ساعت 16:56 موضوع کمونیسم | لينک ثابت


نبرد آرماگدون2(گزارش)

ريگان: برای يك هارمجدون واقعی مسلح شويم‏

رستگار شدگان \"ربوده\" خواهند شد
در گشت سال 1983، كه به سرپرستی فال ول تشكيل شده بود، من به كلايد كه ظاهرا بخشهای زيادی از كتاب عهد عتيق و عهد جديد را از بر كرده بود، گفتم كه درباره چگونگی پايان يافتن حالت جذبه و ربودگی، دچار معما شده‏ام. كتاب مقدس در اين باره چه می‏گويد؟
كلايد گفت كه اصطلاح فرو شدن به حالت جذبه و خلسه در كتاب مقدس يافت نمی‏شود؛ اما به معنای از خود بيخود شدن و ربوده شدن، هست؛ و به صحنه‏ای كه در رساله اول پولس رسول به تسالو نيكيان، باب چهارم، آيه‏های 16 و 17 آمده است، اشاره دارد: \"زيرا خود خداوند با صدا و به آواز رييس فرشتگان و با صور خدا از آسمان نازل خواهد شد و مردگان در مسيح اول خواهند برخاست. آنگاه ما كه زنده و باقی باشيم با ايشان در ابرها ربوده خواهيم شد تا خداوند را در ملكوت استقبال كنيم و اين چنين هميشه با خداوند خواهيم بود.\"
از كلايد پرسيدم: پس مسيح خواهد آمد و رستگاران را در هنگام ربودگی و از خود بيخودی، در خواهد يافت؟
- همين طور است.
و آيا او برای دومين بار ظهور خواهد كرد - يا با در نظر گرفتن ظهور او در 2000 سال پيش - اين ظهور او برای سومين بار خواهد بود - تا با دجال، در نبرد هارمجدّون، جنگ كند؟
كلايد گفت: \"بله، همين طور است.\"


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط اروین رومل در جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ساعت 13:39 موضوع صهیونیسم | لينک ثابت


نبرد آرماگدون1(گزارش)

اتحاد پنهانی میان اسراییل و مسیحیان دست راستی آمریکا

اشاره:
این نوشته بخشی از کتاب «تدارک جنگ بزرگ» است که در سال 1989 توسط «گریس هال سل»، نویسنده آمریکایی، به رشته تحریر در آمده است. بخش های دیگری از این کتاب نیز در روزهای آینده بر روی وبلاگ قرار خواهد گرفت.
------------------------------------------------

نبرد هارمجدّون(1)
از سال 1980، اين عادت در من پيدا شده است كه هر يكشنبه، برنامه «ساعت بشارت انجيل كهن» فال ول را در تلويزيون بگيرم.
براى آنكه مطالب بيشترى درباره خداشناسى هار مجدون فال ول بدانم؛ و دريابم كه پيروانش تا چه اندازه مانند خودش فكر مى‏كنند، در سال 1983، در گشت مسافرتى به سرپرستى او به سرزمين قدس، نام نويسى كردم.
من يكى از 630 نفر مسيحى‏اى بودم، كه از نيويورك به تل آويو پرواز كرديم. در آنجا ما را به گروههاى حدود 50 نفرى تقسيم كردند. به هر يك از گروهها يك اتوبوس و يك راهنماى اسراييلى اختصاص داده شده بود. ما پس از يك استراحت شبانه با اتوبوس ها يمان به راه افتاديم.
حالا در اين سفر كوتاه، شما هم با من همراه شويد:


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط اروین رومل در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 ساعت 22:52 موضوع صهیونیسم | لينک ثابت


نیرنگ صهیونیسم

با تبلیغات رسمی اسرائیل و برخی گروه‌های فشار تابع آنها، کوشش مستمری در جریان است تا دشمنی با صهیونیسم به‌عنوان واپسین نمود سامی‌ستیزی در غرب قلمداد شود. این افزون بر چیزی است که دشمنی اسلام با یهودیت به‌شمار می‌رود و در فعالیت‌ها و ادبیات جنبش‌های بنیادگرای اسلامی نمود می‌یابد.

این تقسیم‌بندی‌ها به شکلی آشکار و برای نخستین‌بار در بحث‌های پارلمان اسرائیل بروز یافت که به مناسبت احیای روز سامی ستیزی (آنتی سمیتیزم) انجام گرفت و برای این منظور، روز ۲۷ نوامبر، روز آزادی آشویتس انتخاب شد.

بحث‌های آن جلسه حول محور اشکال سامی‌ستیزی جدید دور می‌زد، به‌ویژه آن که تقریبا همگان و از جمله رئیس کنیست و نخست‌وزیر و وزیر دادگستری متفق‌القول بودند که شیوه‌های کهن فاشیسم و راستگرایی به سر رسیده است. سخنرانان کنیست بر همسان دانستن بنیادگرایی اسلامی و جنبش‌های همبستگی با ملت فلسطین و چپ اروپا تاکید داشتند. شارون در این زمینه گفت: «اروپا باید در برابر خود و کل جهان متمدن اعتراف کند که میکرب سامی‌ستیزی دوباره بازگشته و زنده شده و با آهنگ نگران‌کننده‌ای رو به گسترش است. این امر غالبا به شکل نامشروع دانستن دولت یهود نمود می‌یابد.

دشمنی با اسرائیل و ابراز تردید نسبت به سیاست‌های آن، بهانه‌هایی برای توجیه حملات تخریبی عناصر مختلف نظیر دانشگاه‌ها و دولت‌ها و توجیه نمودهای خشونت علیه یهود پدید آورده است». بدیهی است که این سخنرانی ـ حتی با نگاه صهیونیستی ـ با اهمال تهیه شده است. و بی‌گمان این بیان شارون، بیانی نامنسجم و نفرت‌انگیز نسبت به موضعی است که خواهان ترویجش هستند. تعمیم‌های پرتی که در همان جلسه در سخنان سوسف لبید ـ وزیر دادگستری رژیم ـ انعکاس یافت و درباره اسلام و چپ اروپایی بود با آن چه گفته شد تفاوتی نداشت.

این لیبرال صهیونیست که در تدارک استدلال‌هایش، استوار و نسبت به اکثر نمایندگان پارلمان اسرائیل با آرامی بحث می‌کند، ادعا دارد که دشمنی با صهیونیسم همان سامی‌ستیزی است زیرا به معنای انکار حق تعیین سرنوشت ملت یهود است؛ در حالی‌که این حق برای همه ملت‌های دیگر به رسمیت شناخته شده است. لذا ـ از نظر لبید ـ انکار این حق برای یهودیان، همان سامی‌ستیزی است. و البته سامی‌ستیزی، همان دشمنی با یهودیان است و نه دشمنی با سامی‌ها. دشمنی با یهود در اروپا به علت سامی بودن آنها توجیه و گسترش نیافته بلکه به علت یهودی بودن آنها بوده است.

لذا سامی‌ستیزی (آنتی سمیتیسم) تنها یک نامگذاری آلمانی مربوط به سده نوزدهم برای پدیده یهودی‌ستیزی در چهارچوب اروپا و به دلایل و بهانه‌های مختلف بوده است.

در واقع این‌گونه اصطلاحات نوین سیاسی صهیونیستی نه تنها خلاف حقایق تاریخی و منطق و عقل سلیم بلکه کاملا متناقض با آنهاست.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط اروین رومل در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 ساعت 12:17 موضوع صهیونیسم | لينک ثابت


RSS

POWERED BY

BLOGFA.COM


آدرس های وبلاگ

www.adolfhitler.sub.ir

www.swastika.sub.ir

ervinrommel.blogfa.com

third-reich.sub.ir

meinkampf.sub.ir

nationalsozialistsche.sub.ir


كد لوگوي ما:

::حقیقت همان دروغی است كه بارها و بارها تكرار شده است:: انجمن هیتلر بزرگ